پرفروش ترین‌ ها

اطلاعات

فراهم کننده‌ها

برای دادن پاسخی مستدل به این سؤال که آیا اصولا فرد به شطرنج نیاز دارد، در کنار تحقیقات روانشناسی - آموزشی نیاز به بررسی عواملی اجتماعی است، همچنین باید افکار عمومی مورد مطالعه قرار گیرد و از یافته های تاریخ فرهنگ اقوام مختلف نیز استفاده شود. تاریخ رشد فرهنگها حاکی از علاقه رو به افزایش بشریت به شطرنج است. طی کمتر از چند قرن شطرنج از سرگرمی مختص طبقه اشراف به یک فعالیت محبوب میلیونها انسان بدل شده است. شطرنج بیشترین گسترش را در شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی داشته است. این امر تصادفی نیست. نظام سوسیالیستی امکانات بیحد و مرزی برای توسعه فعالیتهای خلاقانه بشر فراهم کرده است. از این رو شطرنج در زندگی اجتماعی از جایگاه رفیعی برخوردار شده است. سیاستمدار روسی و بنیانگذار جنبش شطرنج کریلنکو چنین بیان داشته است:

 "شطرنج سلاحی در پرورشی فرهنگ و بازپروری بشریت است. مسلما شطرنج ابزاری مهم در رشد زیباشناسی، عقلانی، هنری و ارادی انسان است."

 مارکس، لنین، کالینین، واراشیلوف، فرونزه، روبسپیر و چرنیشفسکی شطرنج را بسیار ستوده اند؛ فرماندهان سووروف، توخاچفسکی، گرچکو، مالینوفسکی و شاعران و نویسندگانپوشکین، تولستوی، تورگنیف، سروانتس، روسو، ولتر، بایرون، گوته، هاینه، دیکنز، شاو، تسوایگ ، همینگوی، نرودا و آهنگسازان بتهوون ، شوپن، سکریا بین، پراکوفیف و بین فضلا لایبنیتس، لاپلاس، کوویه، فرانکلین، مندلیف، لانداو از جمله افراد برجسته ای هستند که به شطرنج عشق می ورزیدند.

 آنان در شطرنج نوعی ورزش فکری را سراغ می گرفتند که وسیله ای سودمند برای پرورش شخصیت و نوعی خاص از ابزار ارزش های زیبا شناختی بود. پابلو نرودا تأکید می کرد که:

"شطرنج شعر، نبرد، فهم و اراده است."

 رئيس اتحاديه شطرنج شوروی، فضانورد سواستیانوف می گفت:

"بازی شطرنج یک ورزشی ساده نیست که فقط برای تمدد اعصاب و تفریح باشد. پرداختن به شطرنج تفکر منطقی و خلاقانه را توسعه می دهد و باعث می شود مسائل را تجزیه و تحلیل کرده در حل آنها بکوشیم - و این ها برای کارشناسان آتی در هر رشته که فعالیت داشته باشند بسیار مفید است ."

اکنون به بررسی تحقیقات علمی می پردازیم تا معلوم شود که شطرنج چگونه بر شعور و شخصیت بازیکن اثر می گذارد. نتایج به دست آمده همگی بر تأثیر مثبت شطرنج دلالت دارند.

در دوران حاضر، که دوران انقلاب علمی و فنی است، مسئله تقویت توانایی های تحلیلی بشر از اهمیت خاصی برخوردار است. این مشروط به ارتقاء «وزن مخصوص» فعالیت ذهنی در کلیه فعالیت هاست. ویژگی کار ذهنی نیز تغییر کرده است: گستره اطلاعاتی که باید مورد ارزشیابی قرار گیرند تا مسائل مهم از آن ها استخراج شوند به طور قابل ملاحظه ای وسعت یافته اند. این انسان را مجبور می کند تا آموختن واقعیت ها را بیشتر از گذشته با مطالعه ای از شیوه ها جایگزین کند که منابع واقعیت ها را به درجات بیشتر برای تعمیم و تفسیر در اختیار او می گذارند.

نقش ارزشمند شطرنج در آماده سازی انسان برای حل چنین مسائلی به روشنی ثابت شده است. پروفسور کلاوس میگوید:

"به نظر من ساده تر است که تفکر منطقی محض را به وسیله شطرنج بیاموزیم تا از روی کتاب آموزش علم و منطق. از این رو نباید آن را با وقت گذرانی غیرجدی اشتباه کرد. ثابت شده است که انسان علاقه دارد از طریق بازی چیز را بیاموزد."

دانشمند صاحب نام علوم تربیتی سوخوملينسکی از شوروی، یافته های خود را از تحقیقاتش چنین جمع بندی می کند:

"شطرنج یک مکتب عالی برای تفکر منطقی هدفمند است. "

از تجربه چنین برمی آید که اکثر وضعیت های شطرنجی دارای ویژگی های گوناگونی هستند، یعنی در آنها نمی توان یک طریق مطلقاً درست برای ادامه بازی پیشنهاد کرد. از این رو بازی اغلب با ابهام آمیخته است؛ بازیکن باید به کشف و شهود خود اتکا کند و به استقبال خطر برود. شطرنج کمک می کند تا کشف و شهود و تفکر خلاقانه توسعه یابد. تحقیقات روانشناسان شوروی پاناماريوف، پوشکين و تيخومیروف نیز آن را تأیید می کنند. بازی شطرنج توجه شدید و مستمر را ایجاب می کند. ممکن است که بازی را به طور عالی آرایش داد و به یک وضعیت برنده رسید، با وجود این، کافی است تمرکز برای چند ثانیه دچار تزلزل شود تا حاصل تمام زحمات به باد رود. همین طور در شطرنج لازم است که تغییر در نحوه استقرار مهره ها در ذهن پیش بینی شود. از این رو ضرورتاً قدرت تجسم توسعه می یابد. نمی توان شطرنج باز خوبی را متصور شد که این قابلیت را نداشته باشد تا به ادامه های مختلفی که در بازی پیش می آید توجه کند.

روانشناسان شوروی دیاکوف، پتروفسکی، رودیک از دهه ۱۹۲۰ به این خصوصیات، یعنی قدرت تجسم و حافظه در شطرنج توجه داشتند و آن را در تحقیقات خود به اثبات رساندند. یک مقایسه تحلیلی از توانایی های شطرنج باز و غیرشطرنج باز از دوازده تا شانزده سال نشان داد که گروه نخست از نظر شدت توجه (به ویژه ارتکاب خطا بر اثر حواس پرتی)، دقت، قدرت تجسم و توانایی حافظه نتیجه بهتری به دست آوردند. گرکوف بعداً نوشت:

"براثر سال ها مطالعه و مشاهده می توانم ادعا کنم که در بسیاری از موارد کودکان و نوجوانان هنگام نشان دادن علاقه جدی به شطرنج برای نخستین بار، کاهش عدم تمرکز را به وضوح نشان داده اند. این امر بدون شک بر اثر تأثير خاص شطرنج بر روان کودک است."

 شطرنج نه تنها بر عملکردهای ذهنی تأثیر می گذارد بلکه در مجموع بر شخصیت انسان نیز مؤثر است. روان شناس شوروی آنانیف چنین عنوان کرد:

"شطرنج تنها یک مبارزه بين قدرت های ذهنی نیست بلکه مبارزه شخصیتی نیز هست."

در شطرنج پیروی کورکورانه از کلیشه ها به همان اندازه محکوم به شکست است که بی تحرکی. لازمه شطرنج توانایی طرح مسئله و حل آن هاست، یعنی شطرنج به انسان می آموزد - در معنای عام این اصطلاح - تا دست به تجربه بزند. در مورد توسعه تفکر مستقل و فعالیت شخصی، بینه، نچایف و دیگر صاحب نظران نیز تأکید کرده اند.

شطرنج استنباط عینی و واقع بینانه را نسبت به حریف و نسبت به خود تقویت می کند. بازی شطرنج تحت شرایط انتقادی شدید متقابل دو حریف جریان پیدا می ند. هر طرف سعی می کند اشتباه حریف را کشف و از آن بهره برداری کند. باخت، به اجبار، به دنبال خطای خویش پیش می آید. انداختن گناه اشتباه به گردن دیگری بی معنی است. از این رو، شکست، تحلیل عینی و انتقادی از خود را بر می انگیزد و وسیله ای برای اصلاح خود می شود. بار دیگر به گفته پروفسور کلاوس توجه شود:

"هر شکستی که حریف بر ما تحمیل کند، زمینه ساز انتقاد ازشناخت شطرنجی برداشت های تئوریک و عملی ما است. شطرنجوسیله پرورش عالی نیروی اراده است. شطرنج نیاز به تسلط بر خودو انتقاد شدید از خود دارد."

شطرنج کمک می کند تا شطرنج باز در شرایط بحرانی بر اعصاب خود مسلط باشد. مثلاً در تحقیقی که درباره شطرنج بازان و غیر شطرنج بازان انجام گردید، ثابت شد که گروه اول در امتحانات نهایی - در مقایسه با امتحانات میان دوره - به طور قابل ملاحظه ای نمرات بالاتری می گیرند. بهبود نمره امتحانی گروه شطرنج باز از گروه دیگر بیشتر است. شطرنج نیاز به اراده قوی، زیرکی، آمادگی برای قبول خطر در ضمن مسئولیت پذیری در تصمیم گیری و تا حدودی احتیاط دارد. این آمیزه ویژه ای است از نوعی «جسارت احتیاط آمیز» که به نوعی بهعقلانیت گرایی منتهی می شود. بازیکنان آماده بـــه ندرت تأسف فرصت های ازدست رفته را می خورند. آنها از وضعیت واقعی آگاهاند. حرکت انجام شده است و برگشتی وجود ندارد.

مؤلف خود توجه داشته است که شطرنج بازان هنگام حل مسائلی غیر شطرنجی علاقه ندارند. به چشم اندازهای دور توجه کنند که در چارچوب زمانی کنونی نیاز به اقدامات تدارکاتی ضروری دارند. این امر ظاهراً مخالف این اصلی کلی و مورد قبول شطرنج است که ادامه اجباری باید بازی شود و بعد از آن درباره ادامه طرح تعمق شود نه برعکس.

تمامی این ها حاکی از تأثیر تقویت کننده شطرنج بر توسعه تفکر و شخصیت است. بدیهی است که باید درباره این مسائل به طور هدفمند بیشتر مطالعه شود تا بتوان از قدرت تربیتیشطرنج با کارایی بیشتر استفاده کرد. می توان پذیرفت که شطرنج نقشی سودمند در جمیع مراحل زندگی دارد به طوری که اساس شخصیتی و شیوه تفکر فرد را در سال های مدرسه، آشکار میسازد. این که تفکر شطرنج به صورت رشته تحصیلی پذیرفته شود بسیار نویدبخش است. این پیشنهاد از آغاز قرن بیستم مطرح بوده است. تاراش، مارکو، شابلسکی برای گنجاندن شطرنج در برنامه تحصیلی مدارس فعالیت کردند. تاراش از آندرسن، لانگ و خاروسک نقل می کرد که شطرنج به آنان در تحصیل شان کمک کرده است.

اما عقاید دیگری نیز وجود دارد. مانهایمر در ۱۹۰۴ در یکی از نشریات شطرنج مخالفت شدید خود را با تدریس شطرنج در مدارس اعلام کرد. او ابراز داشت شطرنج یک بار اضافی است و وقت زیادی را به خود اختصاص می دهد و برای آینده ثمری در بر ندارد.

درباره اهمیت شطرنج در سیستم تربیتی مدرسه، سوخوملینسکی با تکیه بر تجربیات خود به درستی اظهار داشت:

"در پرورش فرهنگ تفکر، شطرنج از جایگاه شامخی برخوردار است. دختران و پسران اغلب مدت طولانی در کنار صفحه شطرنج می نشینند. شطرنج، تفکر را تحت نظم درآورده و تمرکز را پرورش می دهد. با وجود این، مسئله اصلی در اینجا توسعه و تقویت حافظه است . هنگامی که به نوجوانان شطرنج باز خیره می شویم می بینیم که چگونه آنان در ذهن خود وضعیت موجود را در نظر می گیرند و چگونه وضعیت آتی را تجسم می بخشند... من به آنان شطرنج می آموختم و کودکان درباره حرکت بعدی خود فکر می کردند. شطرنج به من کمک کرد تا تفکر ریاضی لیوبا و پاول را احیا کنم . قبل از پرداختن به شطرنج ( این کودکان در کلاس سوم شروع به بازی کردند) من به تیزی و صبوری تفکر آنان پی نبرده بودم. به نظر نمی رسد بدون استفاده از شطرنج پرورش کامل توانایی های حافظه، میشر باشد. شطرنج باید در دبستان به عنوان عنصر انتقال فرهنگ تفکر گنجانده شود. مخصوصاً در دبستان که پرورش فکری جایگاه خاصی را احراز می کند و نیاز به اشکال عملی و عناصر خاصی دارد. "

در سالهای اخیر، شطرنج در مدارسی مسکو، لنینگراد، ریگا، مینسک، ساراتوف، ملیتوپل، وارونژ، پسکوف و دیگر شهرهای شوروی و همین طور در مدارس آلمان شرقی (سابق) دانمارک و آلمان فدرال (سابق) تدریس می شود. در اغلب مدارس، شطرنج از کلاس سوم تدریس می شود اما تدریس آن از کلاس اول نیز معمول است. درس شطرنج مانند واحد درس دانشگاهی اختیاری است. اطلاعات به دست آمده حاکی از تأثیر مثبت شطرنج بر روند آموزشو پرورش است. مثلا آموزگار تسیوف اهل مسکو مینویسد:

"من با دانش آموزان کلاسهای مختلف (از کلاس اول تا دهم) شطرنج کار کردم، تجربه نشان داد که مناسب تر است آموزش شطرنجاز همان سال اول شروع شود، درست در همین سن است که آموزش شطرنج می تواند بیشترین و بهترین تأثیر را در منش و شخصیتدانش آموز داشته باشد.

علاوه بر آن تسيوف اضافه کرد، کودکان کلاس اول که شروع به یادگیری شطرنج کرده بودند ( آنها نیمی از شاگردان این کلاس را تشکیل میدادند) میانگین نتایج آموزش آنان از یک چهارم تا یک دوم بهتر از شاگردانی بود که شطرنج بازی نمی کردند. آموزش شطرنج مورد استقبال شاگردان قرار گرفت و خیلی زود به صورت بخش اساسی فعالیتهای مدرسه درآمد. تأثیر متقابل درس شطرنج با دیگر اشکال فرایندهای تربیتی تعیین شد. مثلا به دانش آموزانی که علاقه مند به استفاده از کلاسهای شطرنج بودند گفته شد موقعی می توانند از این کلاسها استفاده کنند که عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشند. در ارزیابی نتایج مسابقات شطرنج، به انجام تکالیف و دیگر معیارهای رفتاری و آموزشی توجه شد.

خانم معلم مرکولووا از شهر وارونژ نقل کرد:

"مدت سه سال است که در کلاس من شطرنج تدریس میشود. دیگر نمیتوانم كل فرایند آموزش را بدون این کلاسها تصور کنم.شطرنج فعالیت کودکان را ارتقا میدهد."

 با وجود این، تدریس شطرنج در مدارس با مشکلاتی نیز همراه است. این مشکلات بخصوص در میزان ساعات تدریس خودنمایی میکند (فعلا جواب روشنی برای این سؤال وجود ندارد. برای نوآموزان بین یک تا سه جلسه آموزش شطرنج در هفته در نظر گرفته میشود). علاوه بر این کتابهای آموزشی جامع و برنامه آموزشی مناسب نیز یافت نمیشود. اینها مسائل مهمی هستند که سازمانهای شطرنج و مؤسسات آموزشی باید با آنها روبه رو شوند. باید توجه داشت که یک کلاس ناموفق شطرنج می تواند تأثیر ناخوشایندی بر پرورش جسمی و آموزشی دانش آموز داشته باشد. متأسفانه پرداختن به شطرنج هنوز از طرف تمامی دست اندرکاران آموزش و پرورش تأیید نشده است. بسیاری از آموزگاران در آن تكليف اضافی را میبینند که از توانایی دانش آموز - که بدون آن هم برنامه سنگینی دارد ، بیشتر است. کلاوس در این باره نوشت:

" اگر امروز از معلمی بخواهید که دانش آموزان باید در هفته حداقل یک ساعت شطرنج تمرین کنند، او بعد از ملاحظه برنامه کلاس خواهد گفت که این کار ممکن نیست. اشتباه از اینجا ناشی میشود که در عصر انفجار اطلاعات دیگر این امکان وجود ندارد که یک نگاه کامل بهعلوم بیندازیم."

ما باید امروزه قبول کنیم که به جای آموختن واقعیتها به آموختن روشهایی بپردازیم که به تحلیل واقعیتها میپردازند. شطرنج به دانش آموز کمک میکند تا شیوه های تفکر محض را فرا گیرد. باید اذعان کرد که تعامل بین شطرنج و فرایند آموزش و پرورش در مدرسه هنوز از طرف عموم درک نشده است. به نظر میرسد برای رفع همیشگی این سوء تفاهم باید به تبلیغ مؤثر بين خود آموزگاران، شاید هم با گنجاندن کلاس شطرنج برای آنان در برنامه مراکز تربیت معلم پرداخت. موقعی که از اهمیت شطرنج و تأثیر مفید آن در توسعه شخصیت و تفکر صحبت میکنیم، نباید فراموش کنیم که شطرنج صرفا یک وسیله است که تأثیرات مفید آن در خودش خلاصه نمیشود، بلکه بر واقعیتهای اجتماعی مانند ارتباط اجتماعی، جو اجتماعی - روان شناختی فراگیر، بلوغ ایدئولوژیکی و اخلاقی و... نیز اثر میگذارد.

در صورت استفاده از عوامل تربیتی نادرست، شطرنج می تواند ویژگیهایی منفی در شخصیت را باعث شود. شطرنج نبردی است هیجان آور بین افراد که در آن باید حریف را حتماشکست داد. طی مسابقه شطرنج، دیگران (سرپرست تیم، مربی و طرفداران ارتباطی مستقیم با نتایج ندارند. از این رو ممکن است بین بازیکنان نا پخته این فکر ایجاد شود که موفقیت صرفا از عملکرد شخصی آنان ناشی شده است. اگر از چنین بازیکنی بیش از حد تقدیر شود، ارتباط او با جمع هرچند اندک، سست میشود و ممکن است به راحتی به بروز رفتاری زننده منجر شود. او خودخواه میشود و به نوشته استانیسلافسکی خود را «برتر از همه احساس میکند. در اهمیت دادن به شخص خود، غرور و در حقير شمردن دیگران، اغراق و در رابطه با دیگران حسادت غالب میشود».

اگرچه این موارد به ندرت پیش میآید، اما برای جلوگیری از بروز آنها کار تربیتی نظام مند لازم است. نباید فقط عملکرد ورزشی و خلاقانه آنها مورد توجه قرار گیرد، بلکه باید به کیفیت فعالیت و تأثیر آنها بر شخصیت شطرنج باز (مثلا گذشتن از علائق فردی در برابر منافع جمع، انتقال تجربیات به بازیکنان جوانتر) نیز به اندازه کافی توجه شود. به طور کلی نباید در مورد تحسین موفقیت بازیکنان جوان اغراق شود.